کاغذ پاره
banerman.gif
عاشورا

zohrashora.jpg

گفتم کجا گفتا به خون- گفتم چه وقت گفتا کنون
گفتم سبب گفتا جنون- گفتم نرو خندید و رفت
گفتم که بود گفتا که یار- گفتم چه گفت گفتا قرار
گفتم چه زد گفتا شرار- گفتم بمان نشنید و رفت
آندم بريدم از زندگي دل-كآمدبه مسلخ شمرسيه دل او می دوید و من می دویدم -او سوی مقتل من سوی قاتل او می نشست و من می نشستم- او روی سینه من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم- او از کمر تیغ من آه باطل
او می برید و من می بریدم- او از حسین سر من غیر از او دل

توسط حمید رضا در 28 دی 1386 7:49 بֽظֽ | | نظرات (0) | لینک (0)
سیل و سرما و بحران مدیریت

چند وقت پیش یکی از دوستانم به من گفت :من کسی را میشناسم که در عمرش تاحالا به هیچ کس ناسزا نگفته و هیچ حرف و سخن زشتی از دهانش بیرون نیامده باورت میشود؟!با تعجب گفتم حتما فلانی پیغمبرزاده است که تا حالا چنین کاری نکرده!گفت:نه مادرزاد لال به دنیا آمده!
حالا قضییه مدیریت کشور ما هم اینچنین است.مدیران ما بهترین مدیران دنیا هستند و بیشترین بازدهی و بهره وری را دارند البته اگر وقتیکه نفت بشکه ای 100 دلار باشد و صندوق ذخیره ارزی لبالب پر باشد و واردات میوه و گوشت به خوبی انجام شود.ولی خدانکند ...

سیل یا طوفان و یا حادثه غیر مترقبه ای پیش بیاید آنوقت است که فرق مدیر با غیر مدیر مشخص میشود همین قضییه برف و سرما و سیل اخیر را در نظر بگیرید، چطور است که ما دومین صادر کننده گاز در جهان هستیم ولی در مواقع سرما با افت فشار گاز مواجه میشویم تا جاییکه مجبور به قطع گاز کارخانجات فولاد و سیمان می شویم که آنهم مشکلات خاص خودش را دارد فرض کنید توانستیم با اینکار بیهوده افت گاز را بهبود ببخشیم ولی کمبود تولید سیمان و فولاد برای بازسازی خسارت سیل را چکار می کنیم، و یا اینکه بودجه عمرانی را زیاد می کنیم ولی آنوقت در تولید سیمان و فولاد با کمبود مواجه هستیم، و یا بنزین سهمیه 4 لیتری برای خودروها در نظر می گیریم در حالیکه خودروهای تولید شده ما با سوخت کمتر از 8-10 لیتر کار نمی کنند.کشور ما بهترین منابع نفت و گاز و منابع معدنی را دارا میباشیم ولی مدیریتی برای استفاده بهینه از انها نداریم .بهترین بهانه و دلیل را هم استفاده بی رویه مردم ذکر می کنیم مردمیکه با مدیریت غلط اینگونه بار امده اند .شاید بتوان یکی از دلایل اینگونه مدیریت را نداشتن برنامه ریزی بلند مدت یرای اداره کشور دانست چرا که با عوض شدن هر دولتی همه برنامه ریزیها به هم میریزد دولت آقای الف دولت قبلی را قبول ندارد دولت بعدی دولت قبلی را این به آن ناسزا می گوید و فلانی متهم به اختلاس چند میلیاردی میشود انگار نه انگار همه در یک کشور هستیم. مدیران هم فقط مجبورند برای کار آمدی خودشان هر طور که شده و با هر وسیله ای کار را به پایان برسانند حالا اگر این کار به زمان و امکانات بیشتری نیاز دارد به او مربوط نیست چرا که باید در این چند سال خدای ناکرده اخطار و تذکری به او داده نشود و توبیخ هم نگردد،واینگونه میشود که به جای دید بلند مدت و آینده نگری فقط جلو پای خودمان را می بینیم و همیشه هم در جا می زنیم .الحمدلله دشمن بزرگی به نام آمریکا هم داریم که همه چیز را بیندازیم گردنش و یا اگر کسی چیزی نوشت و یا سخن از در دلسوزی او را هم جیره خوار غرب و آمریکا بدانیم.اخر تا کی تاوان سوء مدیریت دراداره کلان کشور را باید مردم پس دهند؟آیا امیدی به بهبودی است و آیا واقعا پایان شب سیه سپید است؟!

توسط حمید رضا در 27 دی 1386 7:41 قֽظֽ | | نظرات (1) | لینک (0)
داستان تکراری انتخابات

می خواستم درباره انتخابات و داستان همیشگی که خودتون بهتر می دونید بنویسم دیدم آب در هاون کوبیدنه !نه وضعیت تغییر می کنه و نه کسی این وبلاگ فچسکنی ما را می خونه.تو وبلاگها می گشتم دیدم نیک اهنگ کوثرhttp://nikahang.blogspot.com/کاریکاتور بسیار با معنایی کشیده درباره موضوع انتخابات پیش خودم گفتم این کارتون بهتر از ده تا مقاله 10 صفحه ای و هزاران بیانیه و سخنرانی بیشتر تاثیر داره بنابراین تصمیم گرفتم با اجازه آقای نیک آهنگ این تصویر را اینجا بگذارم خوشحال میشوم عزیزان نظراتشان را درباره این تصویر بنویسند .
car_2008_15janb.jpg

توسط حمید رضا در 25 دی 1386 0:59 بֽظֽ | | نظرات (0) | لینک (0)
رمان بادبادك باز بهتر از فيلم

فيلم باد بادك باز كه مدتي است به اكران در آمده است كارگردان فيلم «مارک فورستر»مي باشد .البته ميتوان اين فيلم را از اينترنت دانلود كرد كاري كه من كردم و فيلم را ديدم .براي كسي كه كتاب باد بادك باز را خوانده باشد ديدن اين فيلم زياد هيجان و جالب نيست چرا كه به نظر من اين فيلم روايتي خيلي ساده و سطحي از رمان باد بادك باز خالد حسيني است من نه منتقد سينمايي هستم و نه صاحب نظر در ادبيات و داستان نويسي ولي به عنوان يك بيننده فيلم و كسي كه رمان را هم خوانده است بايد بگويم كارگردان به نحوي خواسته سريعتر فيلم را به پايان ببرد بعضي از وقايعي كه مي توانسته روي داستان و بيننده تاثير بگذارد را يا نياورده و يا خيلي سطحي عبور كرده است مثل خودكشي حسن –جنايات طالبان –زندگي امير در امريكا و پرداختن به زندگي علي پدر حسن و ...
Kite_Runner_film.jpg


استفاده از بازيگران غير حرفه اي در اين فيلم هم شايد گفت يكي از دلايلي باشد كه روايت فيلم را خيلي ساختگي و مصنوعي بار آورده است البته اين مي توانسته نقطه مثبتي نيز براي فيلم باشد ولي به نظر مي ايد كارگردان نتوانسته به خوبي از بازيگران غير حرفه اي بازي بگيرد شايد بتوان گفت بهترين بازي همان بازي آقاي همايون ارشادي مي باشد كه او هم زياد حرفه اي نيست .توصيه من به علاقمندان اين است كه اگر فيلم را ديده اند كتاب را حتما بخوانند زيرا بسياري از جزييات كه شايد در فيلم براي بيننده گيج و گنگ بود در كتاب به خوبي شرح داده شده است .البته نكته اي در داستان مي باشد كه به نظر من تا نتها هم به آن پرداخته نشد و آن هم علت نفرت وبد بيني بود كه امير به حسن در ابتداي داستان پيدا كرده بود كه باعث بوجود آمدن وقايع ديگر در ادامه شد.در كل داستان بسيار جذاب و گيرا ميباشد كه نويسنده با وجود دور بودن از افغانستان به خوبي توانسته است انجا را به تصوير بكشد .به نوعي روايتگر درد و رنج مردمي است كه در آتش جنگ مي سوزند و نشان دادن ارزشهاي اخلاقي كه در ميان جنگ و كشتار و خونريزي هنوز گم نشده اند.
بادبادك باز
مارابه ايامي مي بردكه رژيم سلطنتي افغانستان درميان بي خبري مردم سقوط مي كندواين كشوردستخوش تحولاتي مي شود كه تاامروزشاهد آنيم.امادراين رمان حوادث سياسي گذرا وحاشيه اي است وداستان اصلي آن زندگي دوپسراست كه باهم دريك خانواده بزرگ مي شوندوازيك پستان شيرمي نوشندودوستي عميقي بينشان شكل مي گيرد.ولي دنياي اين دودرعين حال ازهم جداست: امير ارباب زاده است ومالك خانه وثروت پدر و حسن نوكرزاده وازقوم هزاره وپيوسته پامال تاريخ .
بادبادك باز درباره دوستي وخيانت وبهاي وفاداري است. درباره علايق پدروپسراست وتسلط پدر .درباره عشق وايثاراست ودروغهايشان. درباره دورماندن ازاصل است وتمناي بازگشت به آن. رمان در روايتي شيرين وجذاب درگذرازمصائب زمانه جاي اميدواري باقي مي گذارد: بادبادك( مظهرخوبي ودوستي ورهايي)سوادودانش وبازشدن چشم به روي جهاني ديگر نقش قصه گويي درايجادتفاهم عشق وخلاصه جلوه هاي گوناگون فرهنگ يك ملت زنده را نشان ميدهد كه به قول خودشان"زندگي ميگذره" يابه عبارت ديگر زندگي همچنان ادامه دارد.(از پشت جلد كتاب باد بادك ترجمه مهدي غبرائي)
فيلم بادبادك بازرا ميتوانيد از لينكهلي زير دانلود كنيد
http://www.megaupload.com/?d=RS۴۷AW۰Z

http://www.filefactory.com/file/۵ae۴۳۱

http://depositfiles.com/files/۲۸۲۳۰۰۶

توسط حمید رضا در 21 دی 1386 10:53 بֽظֽ | | نظرات (2) | لینک (0)
داستان من و تختی

بعضی مواقع آدمی شخصیتی را اصلا ندیده و در دوران ا و هم زندگی نکرده ولی ناخودآگاه به طرف او کشیده و مجذوبش میشود حتی شاید از او هیچ چیزی هم ندانی .داستان من و تختی از این گونه است.کسی که 10 سال قبل از تولد من از دنیا رفت .نمی دونم ازچه وقت شیفته او شدم فکر کنم اول یا دوم راهنمایی بودم ، ...

11839912162.jpg

من نه ورزشکار بودم و نه علاقه ای به ورزش داشتم آنهم کشتی، ولی همان حسی که میگم همانجا بود که آمد سراغم .شب و روز دنبال مطلب و عکسی از تختی بودم آن زمان مثل الان نبود که با زدن یک کلمه هزاران مطلب و عکس از تختی در اینترنت پیدا شود باور نمی کنید برای پیدا کردن عکسی از او به خیلی جاها در شهرمان رفتم وبه خیلیها هم سفارش کردم ولی آخرش هم پیدا نشد تا اینکه.یکروز خانه یکی از دوستانم عکسی از او را که روی آیینه کار شده بود دیدم با اینکه ان دوستم خیلی اصرار کرد که آن را به من بدهد ولی به علت آنکه یادگاری از پدر بزرگش بود قبول نکردم.این علاقه در من بود تا اینکه شنیدم مرحوم حاتمی در حال ساختن فیلمی از تختی است خیلی خوشحال شدم چرا که امیدوار بودم دراینده ای نزدیک شاهد دیدن فیلمی از بهترین کارگردان آثار تاریخی ایران در باره تختی خواهم بود ولی در همین گیرو دار خبر درگذشت علی حاتمی آمد .اندوه من دو چندان شد در همان زمان هم خبرهایی و شایعاتی مربوط به درگذشت مرحوم حاتمی و ارتباطش با ساخت فیلم تختی به گوش می رسید .این داستان ادامه داشت تا اینکه شنیدم آقای بهروز افخمی تصمیم گرفته است بر روی فیلم ناتمام علی حاتمی درباره تختی کار کند وآن را به پایان ببرد باز امیدوار شدم که شاید بتوانم داستان زندگی اسطوره و پهلوان ایران را ببینم بعد از مدتها فیلم آماده اکران شد و آن را دیدم فیلمی درباره تحقیق فیلم ساز از اطرافیان و دوستان تختی بود و نشان دادن اتاق و تختی که مرحوم غلامرضا در آن برای همیشه آرمیده بود فیلمی مستندداستانی بود فیلم ساز می خواست نتیجه بگیرد که هنوزهم مشخص نیست که مرگ تختی خودکشی بوده و یا اینکه او را کشته اند. و این معما به نظر من هر چه بیشتر لا ینحل بماند بیشتر ابعاد وجودی او شناخته میشود .البته برای من تختی ای که خودکشی کرده باشد با تختی که کشته شده باشد هیچ فرقی نمی کند و هیچی از علاقه و ارادت من نسبت به او کم نمی کند .او همیشه در قلب هر ایرانی زنده است و منش و رفتار پهلوانی او سرمشق کسانی خواهد بود که ارزشهای بزرگ انسانی از قبیل کمک و یاری همنوعان و تواضع و فروتنی حتی در بالاترین پست و مقام را چراغ راه زندگیشان قرار داده اند.

توسط حمید رضا در 15 دی 1386 11:25 قֽظֽ | | نظرات (1) | لینک (0)
جنگ با جناقها و طرح امنیت اجتماعی

از قدیم گفتند ژیان ماشین نمیشه باجناق فامیل نمیشه(البته به باجناق عزیزم بر نخوره شما رو سر بنده هستید )حالا چی شده که یاد این افتادم ؟برمی گرده به مصاحبه آقای الهام(تعجب نکنید این آقا خانم نیست البته شاید از خانمش دستور بگیره!)که طرح امنیت اجتماعی (منظورم همون طرحی که چند وقته شروع شده واز چادر ملی گرفته تا چکمه خانومها همه را شامل میشه)برده زیر سوال که آقا این طرح چیه و کی تصویب کرده و نباید از این کارها کرد آخه مردم هم حقوفی دارند(معلوم نیست چرا نزدیک انتخابات که میشه مردم حقوق دار میشوند) خلاصه از این حرفها که این کار دولت نیست از اونور هم آقای احمدی مقدم (باجناق آقای رییس منظورمه)گفته این طرح به دستور خود آقای رییس تصویب و ابلاغ شده و ما فقط اجرا کننده ایم و اگر لازم باشه همه چی رو رو می کنیم .وقوه قضاییه هم که در این جور مواقع میره یک گوشه و کاری به هیچی نداره! حالا معلوم نیست که این طرحی که چند ماه قبل همه از خوبیهایش حرف می زدند و برای جامعه خوب و مفید می دانستند چطوری یهو شده کاری که هیچ کس به عهده نمی گیره .به قول یکی از دوستان شاید اتفاقی یا چشم و هم چشمی بین مدیران خانه باجناقها افتاده و حالا دستور رسیدگی و پیگیری صادر شده و طبق معمول باید تاوانش را مردمی که این چند ماه حیثیت و آبرویشون به خاطر یک لباس و یا تار مو به باد رفت بدهند امیدوارم هر چه زودتر تکلیف این جنگ با جناقها روشن بشه تا ما هم از این بلا تکلیفی بیرون بیاییم(حالا نه اینکه خیلی تکلیف داریم!)

توسط حمید رضا در 12 دی 1386 6:01 بֽظֽ | | نظرات (0) | لینک (0)
پاکستان و توهم فانتزی دموکراسی!

مهمترین خبر داغ در رسانه ها داخلی و خارجی این روزها ترور بی نظیر بوتو میباشد که چند روز پیش اتفاق افتاد البته تا حدودی این واقعه قابل پیش بینی بود کشور پاکستان که بیشتر بصورت نظامی اداره میشود کشوری سنتی با مردمانی منحصر بفرد .نظامیان دراین کشور قدرت را در دست دارند و به این سادگی هم حاضر نمیشوند آن را ازدست دهند پاکستان کشوری است که بیشتر مردمانش با طعم فقر آشنا هستند ولی ...

همین کشور داری سلاح هسته ای است ودر رقابت با رقیب دیرینه اش هند هر روز موشک جدیدی آزمایش می کند. اصولا در این کشور همیشه دموکراسی با چالش مواجه بوده است و رهبرانی که به نوعی غیر نظامی بوده و قدرت را در دست گرفتند و سعی در نهادینه کردن دموکراسی دراین کشور کردند همواره با شکست مواجه شدند آخرین آنها خانم بی نظیر بوتو میباشد البته مهمترین دستاورد این ترور برای مردم پاکستان انصراف و کناره گیری ژنرال پرویز مشرف رییس جمهور نظامی این کشور از سمت فرماندهی ارتش و قوای نظامی پاکستان بود که با اصرار خانم بوتو به وقوع پیوست و راضی شد انتخابات آزاد برگزار کند.البته حالا که بی نظیر بوتو در این راه کشته شد معلوم نیست که مردم پاکستان می توانند طعم آزادی و دموکراسی را بچشند یا نه؟یا اینکه درتوهم فانتزی دموکراسی باقی می مانند؟

توسط حمید رضا در 11 دی 1386 0:31 بֽظֽ | | نظرات (1) | لینک (0)
یاسمین تولدت مبارک

اول از همه آغاز سال نو مسیحی را به همه کسانی که دوست دارند تبریک و شاد باش می گویم. امروزهمچنین اولین سالگرد تولد دختر گلم یاسمین هم هست که مصادف شده باشروع نوشتن وبلاگ جدیدم در مووبل تایپ ،خلاصه هر چی اتفاق خوب بوده با هم یکی شده (گوش شیطون کر!) البته دیماه برای من یاد آور روز خوب دیگری هم است و آن تولد همسر مهربانم در هفدهمین روز آن میباشد.از اینجا به او هم تبریگ میگویم .

yasamin3.JPG


توسط حمید رضا در 11 دی 1386 9:45 قֽظֽ | | نظرات (2) | لینک (0)
مووبل تايپ يا بلاگفا

سلام دوستان عزيز اين اولين پست من در وبلاگ جديدم مي باشد وبلاگي كه با طرح و روشي تازه شروع به نوشتنش خواهم كرد.اين وبلاگ در مووبل تايپ فارسي نوشته مي شودو بايد از دوست جديدم جناب آقاي توكلي مدير سايت جابلاگي كه اين امكانات را در اختيارم قراردادند بي نهايت تشكر كنم چرا كه باعث آشنايي من با مووبل تايپ فارسي شدند ودر شروع اين راه راهنماييهاي بسيار ي به نمودند .دوستاني كه وبلاگ قبلي من(كاغذ پاره) را ديدند http://rahyaran.blogfa.comبا نوع وبلاگ نويسي من آشنا هستند،من بيشتر در مورد مسايل روز مي نويسم و بيشتر انتقادي در اين وبلاگ هم سعي مي كنم همان رويه قبلي را ادامه دهم .البته شايد طرح و ظاهر وبلاگ كمي ساده تر شود كه آنهم به امكانات مووبل تايپ برمي گردد.كه حتما به مرور زمان بهتر خواهد شد.شايد دوستان بگويند دليل انتخاب مووبل تايپ از نظر من چيست؟بايد عرض كنم انسان ذاتا كنجكاو است و هر چيزتازه اي كه مي بيند سعي در شناختن و امتحان كردنش دارد شايد بيشترين دليل من براي نوشتن در مووبل تايپ اولا همين باشد ثانيا يادگيري بيشتر و كنجكاوي و در نهايت داشتن يك دومين اختصاصي شايد به نظر بسياري از دوستان اينها دليل قانع كننده اي براي دل كندن از بلاگفا با آنهمه امكانات و در آغوش گرفتن موبل تايپ نباشه ولي خوب به قول بعضي از دوستان ما اينيم ديگه چيكار كنيم؟!

توسط حمید رضا در 9 دی 1386 10:47 بֽظֽ | | نظرات (2) | لینک (0)