28 بهمن سالروز تولد صادق هدایت است.نمی خواهم از زندگی و آثارش حرفی بزنم چون به برکت اینترنت و گوگل تا دلت بخواهد مطلب و مقاله در نقد و مدح او پیدا می کنی .من خودم به شخصه علاقمند به خواندن آثارهدایت هستم .به نظر من نوشته های یک نویسنده از احساس و افکار او سرچشمه میگیرد و نمیتوان به او خرده گرفت که چرا اینگونه و درباره فلان موضوع نوشته است .متاسفانه صادق هدایت جز آنگونه نویسندگانی میباشد که بیشترین نقد را درباره آثار و افکارش داشته است چه در آن زمان و چه هم اکنون .و بیشتر منتقدین هم بدون خواندن آثارش و فقط از روی افکار و روحیاتش به نقد او پرداخته اند.خلاصه کلام من فقط خواستم بگویم:هدایت تولدت مبارک
14 فوریه مصادف با 25 بهمن روز والنتاین میباشد که عشاق به یکدیگر هدیه می دهند.
روايت اين است كه در قرن سوم ميلادى، هم زمان با اوايل حكومت ساسانيان، در رم فرمانروايى به نام كلوديوس دوم با افكارى عجيبى حكومت مى كرد. از جمله او ازدواج را براى سربازان امپراطورى رم قدغن كرده بود چون معتقد بود سربازى خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد .
كلوديوس دوم به قدرى بى رحم بود كه هيچ كس جرأت نداشت به سربازان براى ازدواج كمك كند. اما كشيشى به نام والنتيوس (سنت والنتاين)، مخفيانه عقد سربازان رومى را با دختران محبوبشان جارى مى كرد.
كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مى شود و دستور مى دهد كه والنتيوس را به زندان بيندازند. والنتيوس در زندان عاشق دختر زندانبان مى شود اما سرانجام به جرم جارى كردن عقد عشاق ، با قلبى عاشق اعدام مى شود... به همين خاطر او را شهيد راه عشق مى دانند .
از آن به بعد سالروز اعدام سنت والنتيوس روز عشق ناميده مى شود و دلدادگان در تمام جهان با تهيه هدايايى نمادين سعى در نشان دادن عشق و محبت خود مى كنند
اما من نمی خواهم از والنتاین بگویم .من می خواهم بگویم ما ایرانیان هم چنین جشنی خیلی قبل تر از رومیها داشته ایم و آن "جشن سپندارمذگان"که روز 29 بهمن بر گزار میشده است که متاسفانه امروز از یاد رفته است.
ايرانيان اين جشن را روز پنجم ماه اسفند (٢٩ بهمن در تقويم كنونى)، كه سپندارمذ ناميده مى شد، به مناسبت هم نام بودن روز با ماه، برگزار مى كردند. اين روز متعلق به فرشته مقدس "آرمئى تى" است كه آن را سپندارمذ مى گويند و در عالم معنوى مظهر عشق و محبت، تواضع و بردبارى، جانبازى و فداكارى و در جهان مادى، حامى زنان نيك و پارسا است.
ابوريحان بيرونى از اين روز با عنوان "مزدگيران" يا مردگيران" ياد كرده كه در آن زنان به شوهران خود با محبت هديه مى دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهى نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مى كردند و اجراى اين امر را جزو فرائض دينى خود به حساب آورده و ايمان داشتند كه اگر كسى چنين كارهاى نيكو كند، پس از مرگش در بهشت جاويدان منزل خواهد گرفت. امروزه در بعضى از مناطق مركزى ايران از جمله اقليد، محلات و كاشان اين جشن برگزار مى شود.
چندين سال است كه گروهى از جوانان ايرانى با تكيه بر آيين هاى باستانى اين مرز و بوم در شناساندن روز سپندارمذ و جايگزين كردن آن با روز Valentine تلاش مى كنند. به طورى كه اغلب با نوشتن مطالبى در وبلاگ هاى شخصى خود و يا فرستادن پيامك يا SMS* براى اطرافيان، درخواست مى كنند براى برگزارى روز Valentine تا روز سپندارمذ صبر كنند
چند نمونه از SMS هايى كه به اين مناسب رد و بدل مى شود:
از هم اكنون و قبل از رسيدن روز والنتاين ، بيائيد با آشنايى بيشتر با روز سپندارمذ ( روز جشن زمين و گرامى داشتن عشق ) ، به خود قول دهيم كه : از اين پس اى ايرانى بيشتر با فرهنگ ، آداب و رسوم ملى و قومى خود درآميز....
٢٩بهمن ، روز سپندارمذگان "روز عشق" را همانند ايرانيان ِ ٣٠٠٠ سال پيش به جاى ولنتاين جشن مى گيريم. ايرانى باشيم.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از ٢٥ بهمن ( Valentine) به ٢٩ بهمن (سپندارمذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
گفت:میدونی حدود 280 نفر از کسانیکه تایید صلاحیت نشده اند توسط شورای نگهبان مجددا تایید صلاحیت شدند!
گفتم:چرا ،مگر مشکلی نداشتند؟
گفت:منم تو همین فکرم،اگر مشکلی نداشتند چرا رد شدند؟و اگر رد شدند چطوری دوباره تایید شدند؟!
گفتم:پس معلومه که هیات اجرایی هیات نظارت را قبول نداره و شورای نگهبان هیچکدام را!
زندگی من بنظرم همانقدر غیر طبیعی ، نامعلوم و باور نکردنی میاید که نقش روی قلمدانی که با آن مشغول نوشتن هستم.گویا یکنفر نقاش مجنون وسواسی روی جلد این قلمدان را کشیده –اغلب به این نقش که نگاه می کنم مثل این است که به نظرم آشنا می آید. شاید برای همین نقش است...شاید همین نقش مرا وادار به نوشتن می کند. "صادق هدایت"
دیروز با مشاهده قبض برق جا خوردم مبلغ 166000تومان بها برق مصرفی در 2 ماه در حالیکه ماه قبل 6000تومان بوده است .به اداره برق مراجعه کردم آنجا با انبوهی از زن و مرد مواجه شدم ،خیالم راحت تر شد که تنها نیستم .به کارشناس مربوطه مراجعه کردم ایشان گفتند :آقا مصرف کردی باید پولش را بدهی.رفتم پیش جناب رییس ایشان در حالیکه با تلفن مشغول
جوابگویی به کسی دیگر بود که از افزایش قبض برقش گله مند بود پس از تلفن رو به افرادی کرد که همه به دنبال علت افزایش ناگهانی تعرفه برق این دوره بودند و گفت:این بخشنامه از بالا آمده من هم باید عمل کنم بنابراین اینجا نایستید بروید زودتر پرداخت کنید .زنی میانسال فریاد زد :آخه من که بچه هایم کارگر هستند و نه تلویزیون داریم و نه 4 تا یخچال مثل بقیه چطوری باید 250000تومان پرداخت کنم؟در همین حال هر کسی شروع به نالیدن کرد.ناگهان یکی از افراد که مشخص بود حسابی از این اوضاع به هم ریخته بود گفت:آقایون می گویند:در صرف برق صرفه جویی کنید تا اضافه بها شامل شما نشود.آخر در این زمستان که دما به صفر درجه هم در این شهر رسید با نبود گاز و کمبود نفت چکار باید کرد ،وقتی کپسول گاز سیلندری 4000تا 5000تومان در بازار آزاد معامله میشود خوب مگر میشود بخاری برقی هم استفاده نکرد.دیگری گفت :آقایان حتما می خواهند که ما برگردیم به دوران ماقبل تاریخ و از ذغال سنگ و هیزم برای گرم کردن استفاده کنیم.خانمی که مشخص بود کارمند است گفت :آخه من مگر چقدر حقوق میگیرم که باید 200000تومان پول برق بدهم.ناگهان مردی با صدای بلند فریاد زد:خوش بحالت خانم شما حداقل حقوق می گیری من چی که 4 ماه حقوقی دریافت نکرده ام و جرات ندارم اعتراض کنم چون فورا اخراج میشوم.خلاصه هر کسی می نالید انگار مردم منتظر بودند که غم و غصه های خودشان را برای یکدیگر بازگو کنند.در همین حال به فکر فرو رفتم به فکر 1میلیارد دلاری که دیشب در اخبار اعلام شد که ایران به عراق وام داده است ،به فکر موشکهایی که روز به روز ساخته میشوند و کسی از بودجه ساخت آنها اطلاعی ندارد،به فکر ریخت و پاشهای انتخاباتی و قولهایی که می دهند،به فکر پول نفتی که قرار بود سر سفره هایمان باشد .
آقای رییس جمهوراعلام کردند "که هدفمند کردن یارانه نان به معنی گران شدن نان نیست.منبع:در http://www.aryanews.com/Default.aspx?cod=1020081011000337
در همین راستا اعلام میشود:
هدفمند کردن سیمان به معنای گران شدن آن نیست.
هدفمند کردن آرماتور به معنای گران شدن آن نیست.
هدفمند کردن قیمت سوخت به معنای گران شدن آن نیست.
هدفمند کردن لبنیات به معنای گران شدن آن نیست.
.....
توضیح ضروری:
هدفمند کردن یارانه=افزایش قیمت
گفت :مي دوني ما هم به 11 كشور فضايي دنيا پيوستيم؟
گفتم:چرا؟
گفت:آخه كاوشگر به فضا فرستاديم قراره يك ماهواره هم بفرستيم
گفتم؟كاوشگر چيكار ميكنه؟ارزوني مياره يا تورم كم ميشه؟
گفت:با با خيلي پرتي ما ميريم تو فضا اونجا هم داد مي زنيم ...هيچ غلطي نميتونه بكنه .اين مگه كمه؟!
گفتم:نمي دوني بودجه اين موشك پراني چقدر شده؟
گفت:نمي دونم،ميگن جز اسرار مملكته، نبايد كسي بدونه
گفتم:مي دوني روزي 25 ميليارد تومان برآورد خسارت تصادفات در كشور ماست؟
گفت:خوب كه چي ،چه ربطي داره به پرتاب موشك و فضا پيما و ماهواره؟
گفتم:ميدوني سالي 27000 نفر به علت تصادفات و ايمن نبودن جاده ها و استاندارد نبودن خودرو در ايران كشته ميشوند؟
گفت:باز هم داري از اون حرفها ميزني ،آخه چند بار بهت بگم نزن ،اينها خطرناكه خيلي خطرناكه!
وقتی که مجبور میشوید بین بد و بدتر بد را انتخاب کنید!مثل این پدر که برای نجات فرزندش از آتش او را به پایین پرتاب میکند.

آمار مرگ و میردر سال 1384 بر اثر تصادفات جاده ای در ایران 27770نفر بوده است البته اگر این آمار در سالهای اخیر با تولید اتومبیلهای انبوه زیادتر نشده باشد .این آمار با آمار سقوط 1 هواپیما توپولف درهر 2 روز 1بار برابر است یعنی فرض کنیم در ایران هر 2روز 1 بار هواپیمایی سقوط و 150 نفر کشته میشوند...!
برداشت اول
قاضی:آیا شما هر دو حاضر هستید که از هم جدا شوید؟
مرد در حالیکه زیر چشمی به زن نگاه می کرد گفت:آره هردو موافقیم
زن:بله حاج آقا
برداشت دوم
مرد به همراه خانمی جدید وارد محضر شدند
محضر دار:آیا حاضرید که شما را به عقد یکدیگر در آورم
مرد :آره حاج آقا
محضردار:شاهد نیاوردید؟
مرد:نه
محضردار:پس لطف کنید از اتاق بغل آن خانم و آقایی که مثل شما قرار است به عقد هم در بیاییند را صدا کنید تا عقد شماها را بخوانم
برداشت سوم
مرد بطرف اتاق بغل رفت و در را باز کرد ناگهان چشمش به همسر سابقش که چند روز پیش از او جدا شده بود افتاد که به همراه مردی منتظر شاهدی برای جاری شدن خطبه عقدشان بودند.
مهاتما گاندی میخواست بدون بکارگیری خشونت و به نیروی درستکاری و حقیقت با حکومت استعمارگر بریتانیا در هند مبارزه کند و کشورش را به استقلال برساند. گاندی ۶۰ سال پیش، در روز ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸، به قتل رسید.

مهاتما گاندی سیاستمداری بود با اصول اخلاقیای روشن و قاطع. او بدون بهکارگیری خشونت و با ایمان به حقیقت و درستکاری، علیه حکومت استعمارگر بریتانیا مبارزه کرد و سرانجام کشورش هند را به سوی استقلال رهنمون ساخت. مردم هند به او مهاتما، "روح بزرگ" میگفتند و او را به عنوان نماد آزادی و مقاومت ستایش میکردند.
۶۰ سال پیش در روز سیام ژانویه سال ۱۹۴۸ گاندی به ضرب گلوله هندویی متعصب به قتل رسید. نظری میافکنیم به زندگی و تاثیر“پدر ملت هند“، مهاتما گاندی...
تجربه آغازین
هنگامی که کارامچاند مهانداس گاندی به افریقای جنوبی میرفت، معتقد به حق و قانون بود، یعنی به همان اصولی که در لندن آموخته بود. اما وکیل جوان هندی به زودی در برابر خود جامعهای را یافت که مهاجران هندی در آن ازسوی قدرت استعمارگر بریتانیا به طور قانونی مورد تبعیض بودند.
روزی که بازرس بلیت قطار که مردی سفیدپوست بود، او را تنها بخاطر آنکه هندی بود، از قطار به بیرون پرت کرد، روزی تعیین کننده در سرنوشت گاندی بود. وی چنان از این ستم برآشفت که عزمش را برای مبارزه با تبعیض نژادی جزم کرد.
به گفته گیتا دارامپال فریک، تاریخدان، گاندی هندیها را به مقاومت صلحجویانه در برابر بیعدالتی و خشونت دولتی فراخواند و به آنان اصولی را آموخت تا بوسیله آن راهنمایی برای مبارزه به دور از خشونت داشته باشند. دارامپال فریک در این باره میگوید: «آنچه برای گاندی مهم است درستی و صداقت هر فرد است در فکر و عمل و طریقه زندگی. گاندی به آن حقیقت هم میگوید، اینکه آدم زندگیای راستین داشته باشد، زندگیای که هماهنگ با محیط زیست اوست و با انسانهایی که با او همزیستی دارند، و اینکه سیاست هم از این نوع زندگی حمایت کند.»
گاندی پایبندی به حقیقت خویشتن را "ساتیاگراها" (واژهای هندی متشکل از "ساتیا": حقیقت و "اگراها": به دنبال چیزی بودن) مینامید و آن را با آیین هندی قدیم “آهیمسا“ ("آ" : بدون، "هیمسا": خشونت) پیوند میداد. گاندی خود به سختی به این اصول معنوی پایبند بود. در افریقای جنوبی وکیل جوان خویشتندار، تبدیل به مبارزی جسور شد که مصمم بود با تبعیضی مقابله کند که بریتانیا به هموطنانش روا میداشت.
آغاز مبارزه در هند
هنگامی که گاندی بیست سال بعد به هند بازگشت، نام او به عنوان مبلغ آیین مبارزه بدون خشونت شناخته شده بود. گاندی خطاب به استعمارگران بریتانیایی در باره مبارزه عاری از خشونت گفته است: «در این سوی جهان، ما سعی کردیم تا پلی میان دو جهان بزنیم که بتوان از آن بالا رفت و به آرامش رسید، آرامشی که شما نتوانستید در جهان برقرار کنید. ما میدانیم که چنین چیزی تنها با حقیقت ممکن است، با آگاهی و ارتباط میان زندگان و مردگان. رهایی جهان در این نهفته است.»
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: گاندی، ۱۹۳۱، در آستانه سفر به انگلستان در حال انشای یک متن
گاندی پس از بازگشت به هند بیتامل رهبری کنگره ملی هند را در دست گرفت که چند سالی بود برای استقلال هند تلاش میکرد. گیتا دارامپال فریک در باره کنگره ملی هند میگوید: «هند در سال ۱۹۱۵ در وضعیت بسیار مایوسکنندهای بود. کنگره ملی هند تا سال ۱۹۱۵ فقط شبیه کلوبی بود که میآمدند و در آن بحث و جدل میکردند. گاندی در سال ۱۹۲۰ کنگره ملی هند را تبدیل به جنبشی مردمی کرد. این کنگره با الهام از گاندی و با پشتیبانی او به حزب مردم تبدیل شد.»
بسیاری از مردم ستمدیده در هند گاندی را نماد آزادی و مقاومت میدانستند. به گفته رادا بات، رییس بنیاد صلح گاندی در دهلی نو، گاندی با پیامش به مردم هند اعتماد به نفس میداد. رادا بات میگوید: «مردم هند پیش از آن باین اندازه باشهامت و نترس نبودند. اما آیین ساتیاگراها به آنها جرات زیادی داد. آنها می دانستند که مبارزه میکنند، اما مبارزهشان بدون اسلحه است. وسیله آنها بجای اسلحه ساتیاگراها بود، یعنی حقیقت. آنها چنان حقیقت را در خودشان درونی کردند که بیمی از خطر نداشتند و حتی به این فکر نمیکردند که ممکن است با ساتیاگراها جانشان را هم از دست بدهند.»
راهپیمایی نمک
گاندی استعمارگران را آشکارا به مبارزه میطلبید. او در سالهای دهه ۱۹۳۰ پیشرو جنبش اعتراضیای بود که همه هند را فرا گرفته بود. اوج این جنبش در سال ۱۹۳۰ بود که گاندی همراه با طرفدارانش در تظاهراتی معروف به "راهپیمایی نمک" شرکت کرد.
«انسان به نمک احتیاج دارد، همانطور که به هوا و آب احتیاج دارد. این نمک از اقیانوس هند آمده، و به عقیده من هر هندی باید حق داشتن آن را داشته باشد.»
مهاتما گاندی در ۱۲ مارس ۱۹۳۰ همراه با طرفداران خود راهپیماییای ۲۰۰ مایلی را به سمت دریا آغاز کرد. هزاران نفر هندی از سراسر هند در حین این راهپیمایی معروف به گاندی پیوستند. این راهپیمایی نمایشی از قدرت مردم هند بود که تنها ارزشی نمادین نداشت. چون اینکه دولت استعمارگر بریتانیا انحصار استخراج و فروش نمک را در دست گرفته بود، بخصوص مردم فقیر روستاها را زیر فشار قرار میداد، که بخاطر کار بدنی زیر آفتاب شدید نیاز بیشتری به نمک داشتند.
اما عناصر اجتماعی راهپیمایی نمک روشن میساختند که مبارزهای که در جریان است بخاطر دست یافتن به عدالت در سطحی است بالاتر. گاندی میخواست با نافرمانی مدنی توجه جهانیان را نسبت به بیعدالتی در دستگاه اداری و قانونگذاری حکومت استعماری برانگیزد.
در پی راهیپمایی نمک گاندی و بیش از پنجاه هزار نفر از طرفدارانش دستگیر شدند.
جنبش نافرمانی مدنی
گاندی همچنین تحریم کالاهای بریتانیایی را سازماندهی کرد، از جمله تحریم لباسهایی را که در منچستر انگلیس تولید میشدند و آن موقع در هند فروش بسیار داشتند. رادا بات از بنیاد صلح گاندی میگوید: «یکی از اکسیونهایی که در آن نافرمانی مدنی صورت گرفت، این بود که لباسهای وارداتی را بسوزانند. مردم همه لباسهای وارداتیشان را در آتش انداختند. بدین ترتیب گاندی به همه ایده ملتی خاص و خودکفا را القا کرد. گاندی میگفت ما میتوانیم موفق شویم و به تولیدات و کمک کشورهای دیگر احتیاجی نداریم.»
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: ۱۹۴۸، پشت میکروفن
بریتانیاییها چندین بار گاندی را به زندان افکندند و او هر بار مبارزه خود را برای استقلال از سر میگرفت. گاندی همزمان میکوشید تا جامعه کاستی هند را از درون تغییر دهد و کمک کند تا با کاست معروف به نجسها به شیوه غیرانسانی رفتار نشود. تلاش او در این زمینه احترام و تحسین جهانیان را برانگیخت.
پیروزی و رنجهای پس از آن
سرانجام گاندی در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ به هدف خود، یعنی استقلال هند رسید. اما این همهنگام شکست او هم بود.
اختلافهای داخلی بس فراوان بودند، میان شهر و روستا، مسلمانان و هندوها، و میان کاستهای هندیها. گاندی میگفت هند هنوز ملت نشده است. او مدام تا پای مرگ روزه میگرفت تا مردم کشورش را با هم آشتی دهد. مردم برای مهاتما گاندی احترام زیادی قائل بودند، اما او نتوانست مانع تقسیم کشور به دو بخش پاکستان و هند شود. در جریان بروز خشونتی بیمانند هزاران نفر جانشان و میلیونها تن وطنشان را از دست دادند.
گاندی تنها چند ماه پس از استقلال هند زنده بود. در آغاز سال ۱۹۴۸ هندویی متعصب او را به ضرب گلوله به قتل رساند.
دیروز در خبرها دو خبر نظرم را بسیار جلب کرد.
1-گزارشی در اخبار 20:30پخش شد مبنی براینکه هیات امنا صندوقی (نمی دونم اسمش چی بود و چه کسانی جز هیات امنا بودند)ولی هرچه بود این صندوق کارش گرفتن پول از بیمارانی بود که نیاز به عمل های جراحی خاص داشتند و احتمالا فرستادن آنها برای مداوا به خارج .روش کار هم این بود که از بیمار پول می گرفتند و او را در نوبت جراحی قرار می دادند.نکته جالب توجه این بود که هر کسی بیشتر پول می داد زودتر نوبتش میشد. در همین گزارش پسر بچه حدودا 7 ساله ای که مشکل شنوایی داشت با دادن 17 میلیون تومان هنوز در نوبت قرار داشت .همچنین کسانی هم که پول کمتری مثلا 1-2 میلیون تومان پرداخت کرده بودند در نوبتهای چند سالی قرار می گرفتند(البته اگر تا آن زمان زنده می ماندند)
2-گزارشی از افتتاح خط تولید چند سلاح جدید با حضور وزیر دفاع.در این گزارش گزارشگر با توضیح کارکردهای این سلاح ها از خودکفایی ایرانیان در این زمینه خبر می داد.یکی از این سلاحها اسلحه ای بود که قدرت مانور و تیر اندازی به دشمن از گوشه دیوار بدون انکه تیر انداز دیده شود را می داد،ودیگری اسلحه ای بود که به سفارش پلیس ساخته شده بود که قدرت کشندگی بسیار زیاد را داشت و در عین حال خیلی سریع مسلح میشد و چند اسلحه دیگر ...
خوب شاید بپرسید این دو خبر چه ربطی به هم دارند؟!
اگر کمی تامل کنید حتما متوجه ربط این دو به هم میشوید!
نانها داغ
نانواها سر خوش از بوی نان
کودکان به دنبال نان فریاد زنان:
حسن آقا 1دونه ،فقط 1دونه
آنطرف تر در چهارراهی شلوغ
زنان را میبینی فریادزنان:
نان، نان داغ ،فقط 200 تومان
بازی کنید و غذا دهید.این شعار سایتhttp://freerice.com(برنج رایگان)مربوط به سازمان جهانی غذا میباشد که در اقدامی جالب از اکتبر 2007 با راه اندازی این سایت سعی در جلب افکار عمومی جهت نشان دادن فقر و گرسنگی در جهان کرده است .در این ابتکار جالب شما اگر با لغات انگلیسی کمی آشنایی داشته باشید می توانید باشرکت در این بازی آنلاین و تشخیص صحیح معنی هر کلمه 20 دانه برنج ذخیره کنید این مقدار برنج برای غذای گرسنگان جهان به مصرف میرسد.شاید این مقدار خیلی کم به نظر برسد ولی جالب اینجاست که از همین دانه های کم تا الان حدود 15,934,508,610دانه جمع شده است.http://freerice.com/totals.php وبرای سیر کردن شکم کوکان و افرادی که در معرض خطر مرگ به علت گرسنگی هستند مورد استفاده قرار گرفته است.
به نظر من ابتکار جالبی است میتوان این الگو را برای کارهای عام المنفعه دیگری نیز درداخل ایران به کار برد مثلا برای ساخت مدرسه-تشویق به کتابخوانی-خرید رایانه برای کودکان محروم-هزینه تحصیل کودکان محروم از تحصیل و ... من خودم که خیلی از این ابتکار لذت بردم و از همین جا آمادگی خودم برای ایجاد چنین سایتهایی به دوستان اعلام می کنم .دوستان وبلاگ نویس هم می توانند بنر این سایت را در وبلاگ خود قرار دهند http://freerice.com/banners.htmlو یا بنر جدیدی طراحی کنند .امیدوارم بتوان با این کار گامی کوچک در راه از بین بردن فقر و محرومیت برای همیشه از جهان بر داریم.
گفت :می دونی امروز سالروز تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به کعبه است؟
گفتم:کی اینو تغییر داده؟
گفت :خدا
گفتم:چرا؟
گفت: به علت فشاری که آن زمان یهودیان به مسلمانان می آوردند و طعنه هایی که به آنان می زدند
گفتم :یعنی قدس مربوط به یهودیهاست؟
گفت:خدا که اینجوری می گه
گفتم :پس اینهمه جنگ و دعوا که الان سر قدسه برای چیه؟
گفت:اینو نمیدونم !
گفتم:عجبا خدا بخشیده ولی بنده خدا نمیبخشه!
![]()
مسولان سایتhttp://www.enoughfear.org/ (ترس کافیست)
در اقدامی جالب با گذاشتن تلفن های قرمز در شهر نیویورک آمریکا به رهگذران آمریکایی امکان تماس مستقیم با ایرانیان درداخل ایران را داده است تا راهی شود برای تماس بیشتر مردم دو کشور در زمانیکه دولتهای انان بر طبل جنگ و تهدید یکدیگر می کوبند .سیمون هرش در نيويوركر مقاله اي مينويسد به این شرح:
جرج بوش در واشينگتون بيانيه اي به مطبوعات صادر ميكند. محمود احمدي نژاد از تهران نامه اي تنظيم مي نمايد. ولي چيزي در اين ميان ناديده گرفته شده: صداي مردمي كه بيشترين ضرر متوجه آنهاست.اين يك مبارزه است براي رساندن صداي مردم ايران و امريكا، به مجادله به راه انداخته شده توسط سران افراط گراي دو كشور كه ما را هر چه بيشتر به يك اتفاق دور از ذهن نزديك ميكنند: جنگ هسته اي. آنها ظاهرا شمشيرشان را براي يكديگر از رو بسته اند و مدام در حال ايجاد هراسند، در حالي كه ما آماده گفتگوييم. اگر آنها حاضر به برداشتن اولين گام نيستند، ما قدم اول را برايشان بر مي داريم.
عکسهای بیشتر را اینجا ببینیدhttp://www.enoughfear.org/fa/photos
گفت:یادته فلانی با واجبی(بخوانید داروی نظافت) در زندان افقی شد؟
گفتم:آره چه ربطی داره این موضوع دیگه تاریخ مصرفش گذشته بیخیال شو بابا حرفشو نزن ممکنه یهو...
گفت:آخه مد شده این روزها تو بازداشتگاهها مراسم خودکشی راه افتاده!
گفتم :با واجبی یا...
گفت:معلوم نیست فعلا که ماده اصلیش ناشناخته مونده ولی اینو میدونم آنقدر قویه که جسد مسدی(همون جسد خودمونی) دیگه در کار نیست یعنی دیگه لازم نیست خانواده طرف دنبال مراسم کفن و دفن و اینجور چیزها باشند .
گفتم:جل الخالق !این ماده موثر چی هست؟!
گفت:منم مثل بقیه نمیدونم. فعلا که همه دنیا بسیج شده تا بدونه این اختراع جدید که تو بازداشتگاهها تولید میشه چیه از اینور هم اعلام کردند فرمول اصلی ماله خودمونه به هیچ کسی هم نمی فروشیم ،هر کی می خواهد یک سر بیاد بازداشتگاه ...
گفتم :خطرناکه ...خیلی خطرناکه ...

