کاغذ پاره
banerman.gif
هدایت تولدت مبارک

28 بهمن سالروز تولد صادق هدایت است.نمی خواهم از زندگی و آثارش حرفی بزنم چون به برکت اینترنت و گوگل تا دلت بخواهد مطلب و مقاله در نقد و مدح او پیدا می کنی .من خودم به شخصه علاقمند به خواندن آثارهدایت هستم .به نظر من نوشته های یک نویسنده از احساس و افکار او سرچشمه میگیرد و نمیتوان به او خرده گرفت که چرا اینگونه و درباره فلان موضوع نوشته است .متاسفانه صادق هدایت جز آنگونه نویسندگانی میباشد که بیشترین نقد را درباره آثار و افکارش داشته است چه در آن زمان و چه هم اکنون .و بیشتر منتقدین هم بدون خواندن آثارش و فقط از روی افکار و روحیاتش به نقد او پرداخته اند.خلاصه کلام من فقط خواستم بگویم:هدایت تولدت مبارک

توسط حمید رضا در 28 بهمن 1386 10:03 قֽظֽ | | نظرات (0) | لینک (0)
سپندارمذگان،والنتاین ایرانیان

14 فوریه مصادف با 25 بهمن روز والنتاین میباشد که عشاق به یکدیگر هدیه می دهند.
روايت اين است كه در قرن سوم ميلادى، هم زمان با اوايل حكومت ساسانيان، در رم فرمانروايى به نام كلوديوس دوم با افكارى عجيبى حكومت مى كرد. از جمله او ازدواج را براى سربازان امپراطورى رم قدغن كرده بود چون معتقد بود سربازى خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد .
كلوديوس دوم به قدرى بى رحم بود كه هيچ كس جرأت نداشت به سربازان براى ازدواج كمك كند. اما كشيشى به نام والنتيوس (سنت والنتاين)، مخفيانه عقد سربازان رومى را با دختران محبوبشان جارى مى كرد.
كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مى شود و دستور مى دهد كه والنتيوس را به زندان بيندازند. والنتيوس در زندان عاشق دختر زندانبان مى شود اما سرانجام به جرم جارى كردن عقد عشاق ، با قلبى عاشق اعدام مى شود... به همين خاطر او را شهيد راه عشق مى دانند .
از آن به بعد سالروز اعدام سنت والنتيوس روز عشق ناميده مى شود و دلدادگان در تمام جهان با تهيه هدايايى نمادين سعى در نشان دادن عشق و محبت خود مى كنند

اما من نمی خواهم از والنتاین بگویم .من می خواهم بگویم ما ایرانیان هم چنین جشنی خیلی قبل تر از رومیها داشته ایم و آن "جشن سپندارمذگان"که روز 29 بهمن بر گزار میشده است که متاسفانه امروز از یاد رفته است.


ادامه ی " سپندارمذگان،والنتاین ایرانیان" »

توسط حمید رضا در 25 بهمن 1386 7:49 قֽظֽ | | نظرات (0) | لینک (0)
عاشورا

zohrashora.jpg

گفتم کجا گفتا به خون- گفتم چه وقت گفتا کنون
گفتم سبب گفتا جنون- گفتم نرو خندید و رفت
گفتم که بود گفتا که یار- گفتم چه گفت گفتا قرار
گفتم چه زد گفتا شرار- گفتم بمان نشنید و رفت
آندم بريدم از زندگي دل-كآمدبه مسلخ شمرسيه دل او می دوید و من می دویدم -او سوی مقتل من سوی قاتل او می نشست و من می نشستم- او روی سینه من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم- او از کمر تیغ من آه باطل
او می برید و من می بریدم- او از حسین سر من غیر از او دل

توسط حمید رضا در 28 دی 1386 7:49 بֽظֽ | | نظرات (0) | لینک (0)
رمان بادبادك باز بهتر از فيلم

فيلم باد بادك باز كه مدتي است به اكران در آمده است كارگردان فيلم «مارک فورستر»مي باشد .البته ميتوان اين فيلم را از اينترنت دانلود كرد كاري كه من كردم و فيلم را ديدم .براي كسي كه كتاب باد بادك باز را خوانده باشد ديدن اين فيلم زياد هيجان و جالب نيست چرا كه به نظر من اين فيلم روايتي خيلي ساده و سطحي از رمان باد بادك باز خالد حسيني است من نه منتقد سينمايي هستم و نه صاحب نظر در ادبيات و داستان نويسي ولي به عنوان يك بيننده فيلم و كسي كه رمان را هم خوانده است بايد بگويم كارگردان به نحوي خواسته سريعتر فيلم را به پايان ببرد بعضي از وقايعي كه مي توانسته روي داستان و بيننده تاثير بگذارد را يا نياورده و يا خيلي سطحي عبور كرده است مثل خودكشي حسن –جنايات طالبان –زندگي امير در امريكا و پرداختن به زندگي علي پدر حسن و ...
Kite_Runner_film.jpg

ادامه ی "رمان بادبادك باز بهتر از فيلم" »

توسط حمید رضا در 21 دی 1386 10:53 بֽظֽ | | نظرات (2) | لینک (0)
داستان من و تختی

بعضی مواقع آدمی شخصیتی را اصلا ندیده و در دوران ا و هم زندگی نکرده ولی ناخودآگاه به طرف او کشیده و مجذوبش میشود حتی شاید از او هیچ چیزی هم ندانی .داستان من و تختی از این گونه است.کسی که 10 سال قبل از تولد من از دنیا رفت .نمی دونم ازچه وقت شیفته او شدم فکر کنم اول یا دوم راهنمایی بودم ، ...

11839912162.jpg

ادامه ی "داستان من و تختی" »

توسط حمید رضا در 15 دی 1386 11:25 قֽظֽ | | نظرات (1) | لینک (0)